...ما در بیرجند منطقه ای داریم به نام سراب که تقریباً یک روستا در کوهپایۀ رشته کوه باقران است.کمی پایین تر از این روستای سراب پل کوچکی قرار داشت که طول آن از 5 متر و عرض آن هم به اندازۀ رد شدن دو ماشین از کنار هم بیشتر نبود و از قضا حوادث رانندگی چندی هم ساخته بود،خلاصه فضلای شهرداری و راهنمایی و رانندگی شهر دور هم نشتن و یک تصمیم از نوع تصمیم کبری گرفتن که این پل تاریخی (!) خراب شده و پل جدیدی از نوع هوشمند بجای اون احداث بشه وبعد هم روی پل طوری یه فلکه احداث بشه که به عقل جن هم نرسه(!)...سرتونو درد نیارم همۀ این کارا در عرض شش ماه انجام شد، فقط شش ماه(!)،غیر قسمت آخرش که هنوز بعد از شش ماه هیچ برنامه ای براش در هیچ جای دنیا وجود نداره(!)
...ماشین های بیچارۀ مردم که چاله چوله های سطح شهر امانشون رو بریده از این پل هم باید بگذرن وچه اسم با مصمایی داره چون حکایت این پل حکایت دیدن سراب در بیابونه یعنی از دور دل می بره واز نزدیک زهره!!!


