
با سلام خدمت تمام دوستان عزیزم؛
نمی دونید چقدر خوشحالم که دوباره مشکل وبلاگم حل شد و دوباره می تونم در خدمت شما باشم.
دو هفته و اندی از افتتاح نمایشگاه دوسالانۀ کاریکاتور تهران می گذره. خوشحالم که تونستم تو مراسم افتتاحیۀ دوسالانه شرکت کنم و ناراحتم از این که هنوز نتونستم اونقدر قوی کار کنم که حداقل یکی از چندین کار ارسالیم به این نمایشگاه راه پیدا کنه.( گله ای که بیشتر کاریکاتوریست های شهرستانی دارند.). یادم نره که از زحمت های آقای شجاعی هم خیلی تشکر کنم که برای برپایی هر چه بهتر دوسالانه بسیار زحمت کشیده بودند. اگر کارهای بسیار زیبای بخش چهره اونقدر منو مجذوب خودش نمی کرد که از پرواز ظهر جا بمونم بعد از ظهر اون روز موفق به دیدن آقای شجاعی هم نمی شدم...
امیدوارم که مشغله زیاد ایشون تو این چند هفته باعث نشه که من و قولهایی رو که واسه حمایت از کاریکاتور استان به من دادند از یادشون بره...
متاسفانه چون وقت کافی نداشتم نتونستم با بزرگان دیگر دیدار کنم هر چند که خیلی دوست داشتم با افرادی همچون استاد عظیمی ،بهمن عبدی و... از نزدیک صحبت کنم...
بگذریم...
تو این چند هفته به خاطر این موضوع و گرفتاریهای بسیار اصلاً نتونستم کاری ارائه کنم و خیلی از دست روزگار عصبانی ام.گاه با خودم می گم کاش به خواب (حداقل برای چند روز )نیازی نداشتم تا می تونستم چند تا کار خوب بکشم ولی افسوس...
به یوری کوزوبوکین غبته می خورم که می گه:"من همیشه کنج خونه مشغول کار کردنم و برای خانوادم حکم یه گربه ی خونگی رو دارم که کسی به کارش کاری نداره..."
به هر حال سعی می کنم این عطش رو تا چند روز دیگه بر طرف کنم و حداقل یه روز کامل رو برای این کار اختصاص بدم.
ممنونم از تمام دوستانی که با نظرات خوبشون منو شرمنده می کنن.
برای همه آرزوی موفقیت و خوش روزی می کنم.



