تبليغاتX
بیرجند کارتون
جمعه 1386/09/30 ساعت

بهشت و جهنم

 جنگجوی غول پیکری سوار بر اسب با تمام ابهت خود به دانای خردمندی رسید و از او پرسید :

ــــ پیر مرد می گویند تو همه چیز را می دانی؟ اگر چنین است به من بگو بهشت و جهنم چیست؟

 

     دانا نگاهی از پشت ابروان پر پشت خویش بر جنگجو انداخت و گفت:

 

 ــــ تو که دهانت بوی شیر می دهد چگونه به خود اجازه می دهی چنین سوالی از من بپرسی؟

                     جنگجو بر افروخته شمشیر خود از نیام کشیده و نعره زد.

                                                 دانا گفت:

 

                                             ـــ این جهنم است.

جنگجو در یک آن، مثل آبی که روی آتش ریخته باشند آرام می شود و به فکر فرو می رود.

 

دانا می گوید:

 

                                          ـــ و این یعنی بهشت...

بر گرفته با اندکی تصرف(استفاده از جنگجو به جای سامورایی) از گزارشنامۀ انجمن کارتونیستهای تبریز و فکو ایران ـــ شمارۀ ۳۹ ـــ پاییز ۱۳۸۶

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه 1386/09/29 ساعت

سلام دوستان عزیز، امیدوارم حال و احوال همتون خوب باشه

کاریکاتوری رو که ملاحضه می فرمایید چهرۀ جناب علی زراندوز است که به سفارش دوست عزیزم فرید ذاکری برای ماهنامۀ اینترنتی طنز سنگ پا کار کردم. برای استفاده از مطالب جالب و مختلف این مجله می تونید به این آدرس مراجعه کنید.

ماهنامه اینترنتی طنز سنگ پا

موفق باشید

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 1386/09/26 ساعت

سلام به دوستان عزیز؛

این کاریکاتور با این اجرای ضعیف یه کار عجله ای است که برای روزنامه کشیدم ، گفتم که خرده گیران از ما بگذرند و گر زیبا نیست زیبا بینند.

منتظر کاریکاتورهای زیباتر باشید.

از همۀ بازدیدکنندگان عزیز متشکر و ممنونم

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 1386/09/26 ساعت

هیچ وقت دوس ندارم الکی و بی تفاوت وقت رو از دست بدم و سعی می کنم همیشه یه کاری انجام بدم...این مطلب رو گفتم به عنوان مقدمه تا برای این کارایی که می بینید توضیح بدم...

چند روز قبل داشتم رو یه برگ چک نویس همینطوری امضاء می کردم که این تصاویر رو از تو امضام درآوردم ابته تعداد این تصاویر زیاد بود ولی من این دوتا رو بیشتر پسندیدم و گذاشتم رو وب...

اولی که می بینید یه قاتله که فقط فکرش کشتن و در ضمن تحت تعقیب هم هست...

و دومی یه کوسه ی ترسوئه که داره فرار می کنه...

ببخشید دیگه ما هم هر چی گیرمون می آد به نمایش می گذاریم ...ایشالا بعداً کارام بهتر می شه مطمئن باشین.

یاعلی

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 1386/09/25 ساعت

با این کاریکاتور بینندگان عزیز به این نکته ی اساسی پی خواهند برد که چرا اسم اون فیلم معروف "شیر در زمستان" ه...

تا دیدار بعد...

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه 1386/09/23 ساعت

اکثر هواپیماهای سعودی در پروازهایشان تأخیر دارند-جراید

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه 1386/09/20 ساعت
سلام؛

 امیدوارم هیچ وقت سرما نخورید چون اصلاْ خوشمزه نیست بر خلاف بستنی!!!

چند روزه که بد جوری سرما خوردم و برکات سرما خوردگی رو هم خودتون از من بهتر می دونین. دیشب وقتی رفتم دکتر رو دیوار مطبش یه تابلوی کوچیک با خط نستعلیق بود که این نوشته رو داشت:

"سلامتی تاجی است بر سر انسانها که فقط بیماران آن را می بینند"

...و این یک واقعیت بزرگه. پس خیلی مواظب خودتون باشین.

اما سرماخوردگی هم نتونست مانع کاریکاتور کشیدن من بشه ...تو این کاریکاتور منو می بینید که چطوری دارم با این ویروس کوچک اما نامرد و خطرناک مبارزه می کنم...برا خوب شدنم دعا کنید...

همیشه سلامت باشید

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه 1386/09/16 ساعت

سلام؛

دیدید گفتم سر فرصت کار ارائه می دم، خوب این از اولیش که کاریکاتور آرنولد در حال گرفتن پشه تو هواست. بنا به توصیۀ دوستان و علاقۀ خودم از این به بعد کاریکاتور چهره از شخصیت های معروف رو براتون خواهم گذاشت.امیدوارم منو از نظرات خوبتون بی نصیب نگذارید.

در پناه حق باشید.

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 1386/09/14 ساعت

با سلام خدمت تمام دوستان عزیزم؛

نمی دونید چقدر خوشحالم که دوباره مشکل وبلاگم حل شد و دوباره می تونم در خدمت شما باشم.

دو هفته و اندی از افتتاح نمایشگاه دوسالانۀ کاریکاتور تهران می گذره. خوشحالم که تونستم تو مراسم افتتاحیۀ دوسالانه شرکت کنم و ناراحتم از این که هنوز نتونستم اونقدر قوی کار کنم که حداقل یکی از چندین کار ارسالیم به این نمایشگاه راه پیدا کنه.( گله ای که بیشتر کاریکاتوریست های شهرستانی دارند.). یادم نره که از زحمت های آقای شجاعی هم خیلی تشکر کنم که برای برپایی هر چه بهتر دوسالانه بسیار زحمت کشیده بودند. اگر کارهای بسیار زیبای بخش چهره اونقدر منو مجذوب خودش نمی کرد که از پرواز ظهر جا بمونم بعد از ظهر اون روز موفق به دیدن آقای شجاعی هم نمی شدم...

امیدوارم که مشغله زیاد ایشون تو این چند هفته باعث نشه که من و قولهایی رو که واسه حمایت از کاریکاتور استان به من دادند از یادشون بره...

متاسفانه چون وقت کافی نداشتم نتونستم با بزرگان دیگر دیدار کنم هر چند که خیلی دوست داشتم با افرادی همچون استاد عظیمی ،بهمن عبدی و... از نزدیک صحبت کنم...

بگذریم...

تو این چند هفته به خاطر این موضوع و گرفتاریهای بسیار اصلاً نتونستم کاری ارائه کنم و خیلی از دست روزگار عصبانی ام.گاه با خودم می گم کاش به خواب (حداقل برای چند روز )نیازی نداشتم تا می تونستم چند تا کار خوب بکشم ولی افسوس...

به یوری کوزوبوکین غبته می خورم که می گه:"من همیشه کنج خونه مشغول کار کردنم و برای خانوادم حکم یه گربه ی خونگی رو دارم که کسی به کارش کاری نداره..."

به هر حال سعی می کنم این عطش رو تا چند روز دیگه بر طرف کنم و حداقل یه روز کامل رو برای این کار اختصاص بدم.

ممنونم از تمام دوستانی که با نظرات خوبشون منو شرمنده می کنن.

برای همه آرزوی موفقیت و خوش روزی می کنم.

 

نوشته شده توسط محمد کارگر | لینک ثابت | موضوع: